<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>آگاهــــــــــــــــی های من</title>
<link>http://aagaahiha.blogfa.com</link>
<description>می اندیشم ؛ پس هستم... </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 16 May 2012 16:38:14 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>Goodreads</title>
<link>http://aagaahiha.blogfa.com/post-119.aspx</link>
<description>یه دوست خوب ِ کتابخون &lt;a href=&quot;http://www.goodreads.com&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;این سایت&lt;/a&gt; رو بهم معرفی کرد. در اصل میشه گفت سایتی شبیه ف.ی.س/ ب.و.ک هست برای کتابخون ها. عضو شدم و دارم لذت میبرم :)&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Wed, 16 May 2012 16:38:14 GMT</pubDate>
<dc:creator>aagaahiha</dc:creator>
<guid>http://aagaahiha.blogfa.com/post-119.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تصور من از خدا</title>
<link>http://aagaahiha.blogfa.com/post-118.aspx</link>
<description>یه مرد 39- 40 ساله است  با قد بلند و چهار شانه ، موهای مشکی و چهره  ای مردانه  همراه با کمی ته ریش مرتب شده  و جذابیتی فوق ا لعاده...  پیراهن سپیدش و کت و شلوار سرمه ای تیره اش و   لبخند زیبایش و آرامش عجیب و  نگاه نافذش  همیشگی ست.... مردی که نمی دانم  حمایت پدرانه اش را باور کنم یا  محبت و نگرانی های مادرانه اش را... مردی 39-40 ساله ای که آغوشش امن ترین جای دنیاست و نگاهش حل همه مشکلات.... مردی همه چیز دان و همه چیز تمام و سراسر مهر... &lt;/p&gt;&lt;p&gt;خدای من در تصوراتم برادر نداشته ایست که همیشه آرزویش را داشتم ... برادری که اگرچه در زمین نداشتمش ، اما برادری اش را همواره داشته ام.. برادرم &quot;خدا&quot;.... &lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sun, 06 May 2012 20:03:21 GMT</pubDate>
<dc:creator>aagaahiha</dc:creator>
<guid>http://aagaahiha.blogfa.com/post-118.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حل مشکل</title>
<link>http://aagaahiha.blogfa.com/post-117.aspx</link>
<description>دریافته ام &lt;/p&gt;&lt;p&gt;اولین و مهمترین و بزرگترین گام در راه حل مشکل ،  شناخت ِ  مشکل هست ! &lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Wed, 02 May 2012 19:52:12 GMT</pubDate>
<dc:creator>aagaahiha</dc:creator>
<guid>http://aagaahiha.blogfa.com/post-117.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کتابخانه</title>
<link>http://aagaahiha.blogfa.com/post-116.aspx</link>
<description>مطالب وبلاگ  به سه موضوع &lt;strong&gt;&lt;u&gt;کتاب ، دل نوشته ، و آگاهی ها&lt;/u&gt;&lt;/strong&gt; تقسیم بندی شد. این پست بعد از چند روز حذف میشود. 

</description>
<pubDate>Tue, 17 Apr 2012 18:47:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>aagaahiha</dc:creator>
<guid>http://aagaahiha.blogfa.com/post-116.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بی نیازی</title>
<link>http://aagaahiha.blogfa.com/post-115.aspx</link>
<description>
امروز به این نتیجه رسیدم که&quot;بی نیازی&quot; هم خودش بد دردیه....&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;چیزی که ذهنم رو آزار میده اینه که ، &lt;/p&gt;&lt;p&gt;پس خدا چطور &quot;بی نیاز&quot; است؟ !&lt;/p&gt;


</description>
<pubDate>Tue, 17 Apr 2012 16:51:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>aagaahiha</dc:creator>
<guid>http://aagaahiha.blogfa.com/post-115.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://aagaahiha.blogfa.com/post-114.aspx</link>
<description>
زاویه دید...&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;


</description>
<pubDate>Mon, 09 Apr 2012 09:35:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>aagaahiha</dc:creator>
<guid>http://aagaahiha.blogfa.com/post-114.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دژاووی روح </title>
<link>http://aagaahiha.blogfa.com/post-112.aspx</link>
<description>

&lt;p&gt;دقت کردین وقتی میخوایم از یک منظره ی طبیعی بسیار زیبا نهایت تعریف رو بکنیم ، میگیم : وای ، درست مثل نقاشی میمونه ! یا مثلا وقتی می خوایم نهایت زیبایی یک گل رو یادآور بشیم ، میگیم ،  اوه ، چقدر زیباست مثل گل مصنوعی میمونه ! &lt;/p&gt;&lt;p&gt;و جالبت اینجاست که درست برعکس ، وقتی که میخوایم از یه گل مصنوعی تعریف بکنیم ، میگیم : چقدر زیبا ، مثل گل طبیعی میمونه ! و یا چه نقاشی فوق العاده ای ، انگار واقعیه ! &lt;/p&gt;&lt;p&gt;نمی دونم این نحوه ی تعریف کردن ما از کجا سرچشمه میگیره ، حس میکنم یک مرزی این وسط هست ، یک مرز بین طبیعت محض و نقاشی از اون طبیعت  .. بین واقعیت و خیال.. یک مرز بسیار شفاف و حقیقی...  یک مرزی که هر دو ( واقعیت و خیال ) از دو سوی مختلف سودای رسیدن به آن را دارند... چیزی شبیه  نقطه  صفر روی محور صفر و یکها . جایی که دیدنش و حس کردنش و لذت بردنش رو روحمون در عالم مثال  تجربه کرده ، و حالا اینجا ، در عالم ِ مَجاز داره بهش یاد آوری میشه... یک جور دژاوو ... شاید اسم اون مرز &quot;حقیقت&quot; باشه... &lt;/p&gt;





</description>
<pubDate>Tue, 13 Mar 2012 17:48:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>aagaahiha</dc:creator>
<guid>http://aagaahiha.blogfa.com/post-112.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دنیای زیبای ما </title>
<link>http://aagaahiha.blogfa.com/post-111.aspx</link>
<description>
دارم به این فکر میکنم ، که هر چه دوربینهای عکاسی حرفه ای تر میشوند ، عکسهای گرفته شده بسیار زیباتر و هنری تر جلوه میکنند... حتی اگه عکسها از آدمهای نه چندان زیبا ، مکان های نه چندان جالب و هر چیز غیر قابل توجهی گرفته شده باشه... این موضوع من رو به این فکر میندازه ، که دنیا اساسا یه منظره هنری و بسیار زیباست... انقدر که در تصور ما نمی گنجه و چشمهای ما ( این دوربینهای سوپر حرفه ای خدادادی ! ) به این همه هنر عالی و به این همه زیبایی جادویی عادت کرده... اگر فقط برای یک لحظه از بند این عادت رها بشیم ، دنیا رو جای خیلی بهتری واسه زندگی می بینیم... خیلی زیباتر از عکسهای فوق العاده ای که با دوربین های  فوق حرفه ای مون میگیریم و این هم به اونها می نازیم... &lt;p&gt;&lt;/p&gt;



</description>
<pubDate>Tue, 13 Mar 2012 17:31:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>aagaahiha</dc:creator>
<guid>http://aagaahiha.blogfa.com/post-111.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>این واژگان جاندار !</title>
<link>http://aagaahiha.blogfa.com/post-110.aspx</link>
<description>
خداوند به طرز عجیبی در کلمات جاریست...&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;هر کلمه ای را ننویسید... هر کلمه را نگویید.... هر کلمه ای را فکر نکنید.......&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 03 Mar 2012 18:14:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>aagaahiha</dc:creator>
<guid>http://aagaahiha.blogfa.com/post-110.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جنگ</title>
<link>http://aagaahiha.blogfa.com/post-109.aspx</link>
<description>
ترجیح میدم با خودم و افکارم و اعتقاداتم و شخصیتهای درون خودم بجنگم ، تا با کسانی که مخالف من هستند یا من مخالفشونم... &lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اولی بی شک منو به رشد میرسونه ، و دومی بیشک کوچک و کوچکترم خواهد کرد! &lt;/p&gt;



</description>
<pubDate>Tue, 28 Feb 2012 09:03:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>aagaahiha</dc:creator>
<guid>http://aagaahiha.blogfa.com/post-109.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>

